تبليغاتX
Disharmony

What a burden: Responsibility.

                    به راستی مسئولیت چه باری است بر دوش انسان؟ به گمانم تنها در جامعه­ی مدرن نقش مسئولیت تا به این حد جدی، حاد و غیر قابل پرهیز است. در جامعه­ی مدرن تمام افراد بازیگرند و همه­جا صحنه است. در جامعه­ی سنتی تنها گاهی صحنه­ای و نمایشی وجود دارد. به هر حال آنچه می­خواستم بنویسم، نه درباره­ی تفاوت جامعه­ی مدرن و سنتی بل درباره­ی مفهوم مسئولیت است. به هر حال اگر بپذیریم که در جامعه­ی مدرن نقش افراد و اهمیت مسئولیت افراد بیشتر از جامعه­ی سنتی است، می­توانیم نتیجه بگیریم که همیشه شرایط به این گونه­ی امروز ما نبوده و by default انسان به اندازه­ی انسان مدرن مسئول نبوده است. ژان پل سارتر چه زیبا مفهوم مسئولیت را بیان می­کند: چیزی را که می­خواهی انجام بده و چیزی را که انجام می­دهی، بخواه. یا در جای دیگری می­گوید:اگر چیزی را که می­خواهی، نمی­توانی انجام دهی، لااقل، چیزی را که انجام می­دهی، بخواه.

                    این چملات یک معنی دارند:

مسئول هر آنچه که انجام می­دهی هستی.

تو خود پاسخگوی کارهایی که می­کنی و تمام پیامدهایش هستی.

                    حالا وقتی این فرض را نیز اضافه کنیم که وضعیت تو تابع پیامدهای هر آنچه که تو انجام داده­ای است و نه هیچ چیز دیگر، آنگاه باور خواهیم کرد که هر فرد مسئول وضعیتی است که در آن قرار گرفته. نمی­دانم چند نفر تا به حال به عمق این موضوع فکر کرده­اند. یعنی اگر از وضعیت خودت نارضایتی داشته باشی، تنها کسی که می­تواند سرزنش شود، خود تو هستی. این وحشتناک است. در این صورت وجود داشتن، خود بار سنگینی از مسئولیت را بر دوش می­گذارد. مگر آنکه هیچ چیز نخواهی و هیچ چیز تو را ناراضی نکند. البته این بحث خیلی به بحث جبر و اختیار ربط پیدا می­کند. اگر به جبر باور داشته باشیم، آنگاه همه چیز شکل دیگری پیدا می­کند. اما جامعه­ی مدرن بر مبنای اختیار افراد شکل می­گیرد. در قوانین مدنی، اهمیت فوق­العاده­ای به مختار بودن افراد داده شده است. و از معیارهای سلامت روان در جامعه­ی مدرن، توانایی پذیرش مسئولیت است. کسانی که به هر دلیل نمی­توانند مسئولیت کارهایی که انجام می­دهند را به عهده بگیرند، به گونه­های گوناگون در حاشیه قرار می­گیرند و از صحنه­ی اجتماع به طور موقت یا همیشگی کنار گذاشته می­شوند. مثل بیماران، دیوانه­گان، کودکان و سالخورده­گان ناتوان. اگر آنها در یک چامعه­ی مدرن، وضعیت خوش­آیندی ندارند، کسی حق ندارد آنها را سرزنش کند بلکه این دولت، نهادهای اجتماعی، و سرپرستان آنها هستند که مسئول وضعیت آنها هستند.

                    اما رستگاری در کجاست؟ آیا سنگینی این مسئولیت مانع آزادی نیست؟ نمی­تواند نباشد. هر چه را که بخواهی، باید به آن برسی. اگر نرسیدی، لابد آن را نخواسته­ای پس مستحق آن نیستی. اگر واقعا آن را می­خواستی، کارهایی انجام می­دادی که به آن برسی. به این ترتیب تا زمانی که یک delay بین خواستن و رسیدن وجود دارد، تو یک لحظه هم نمی­توانی آرامش داشته­باشی.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/01/29ساعت 4:28 توسط آرش شريف |